شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

خاطره باز زندگانی خویش

1402/7/28 21:33
105 بازدید
اشتراک گذاری

تقریباً بیست و هشت سال پیش اولین باری که قاعده ی ماهانه شدم مامان گلم یه پاکت بهم داد که توش ۳۰ تا پد پارچه ای بود که خودش درست کرده بود. قطعات لباسهای مستعملمون رو به صورت نواری برش میداد و با وایتکس و پودر لباس شویی تمیز میشست، روی بند رختی جداگانه ای پهن میکرد و بعد از خشک شدن اتو کشی میکرد و تا میزد و میگذاشت توی پاکت تمیز. یک دست از این پاکتها توی چمدون لباسی من بود یک دست هم توی چمدون لباسی خودش و این پرسه ی شستشو و خشک کردن و جا دادن رو هر ماه انجام میداد. چند سال بعد پدهای یکبار مصرف بازاری باب شدند. من از اونها استفاده کردم و مامان قشنگم همچنان از پدهای خودش چون معتقد بود مطمئن تر و تمیزترن. خصوصاً که جوری تنظیمشون میکرد که لباس زیر کثیف نشه.
القصه من سال ۸۳ دانشجوی دانشگاه یاسوج شدم. در یکی از روزهای لُری، سید فردین تقی زاده که الان سمت امور دانشجویان در وزارت جمهوری اسلامی ایران که متصل به امامت امام زمان عج میشه و البته الانم متصله فقط گاهی قطع و وصل میشه رو به عهده دارند، مطابق معمول ایستاده بود و فریاد میزد🤔.

این آقا دکتری فیزیک داشت و استاد ما بود ولی اصلاً درس دادن بلد نبود. دانشجو سوال میپرسید چون بلد نبود داد میزد. کلاً داد میزد🧐.
خلاصه سید فردین قصه ی ما داد و بیداد میکرد و میگفت شماها (اشاره به من و چند تای دیگه) میرید از مغازه اینو (منظور پد بهداشتی) میخرید میگذارید توی پاکت سیاه یا توی کیفتون قایم میکنید که دختر لُر نفهمه و یاد نگیره و استفاده نکنه🥲.

درک نمیکرد که این یک وسیله ی بهداشتی و شخصی خانومانه است و ما حیا داریم و خجالت میکشیم و چون میخوایم آقایون نبینن توی پاکت مشکی یا کیف میذاریم🤫.
حالا جریان اصلی از چه قرار بود:
دختران لُر، با اصالتان ایرانی، آریایی های اصیل، فرزندان هامان و کیومرث و فردین و... پریود که میشدن اینقدر در همون حالت و بدون هیچ پدی میموندن تا ایام قاعدگیشون تموم بشه و روزی اگه میلشون کشید برن حموم🧐 و من اونجا بود که فهمیدم چرا اینقدر بوی جانور مرده میاد🤔. نه اینکه فکر کنید افسردگی داشتن یا حال روحی مساعدی نداشتن که هپلی بودن، نه! این اصالتشون بود. اونها فرزندان طبیعت بودند و مثل ما در قید بند اسیر نبودند. این خودش یه موهبته🥲.
حالا این خانوم لُره همونی بود که سرخآب سفیدآب بلد بودا ولی خب امور بهداشتی رو ندیده بود که یاد بگیره. اون تعدادی هم که میدونستن یک دونه پد رو تا یک هفته هم استفاده میکردن! پدهایی که حداکثر هشت ساعته هستند و باید تعویض بشن رو تا یک هفته هم استفاده میکردن! میفهمی چی میگم یا بیام بزنم تو سرت؟!

خانواده های شهدا و جانبازان و عده ای از مذهبیهاشون متفاوت بودند و به خودمون نزدیکتر بودن. طهارت داشتن. الباقی کپی خارجیها بودن. مثل امریکایی ها و اروپایی ها فرزندان طبیعت بودند. دور از وطنان میدونن چی میگم🥲.
البته که این پست فقط یک شوخی با لُرهای عزیز کشورمون بود که خیلی دلم براشون تنگ شده و ارزش دیگه ای نداره و هیچی از ارزشهاشون کم نمیکنه. پیشاپیش عذرخواهی میکنم اگر از این پست برداشت بدی بشه💐.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد