شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

مثلث مختلف الاضلاع🥲

1402/9/11 11:00
129 بازدید
اشتراک گذاری

بچه ی منه

فداش بشم منه

 قربونش بشم منه

بچه ی خودمه

بچه ی مامانش

بچه ی بابایش

بچه ی منه

رزالین گلی و مادرجون

رزالین گلی و مامانی

_ خانومی اجازه هست بغلت کنم؟

_ بله مامان

و چلانده میشود💋❤

*این عکس برج مادر نادرشاه افشار پادشاه بزرگ ترک در لار است.  دوران باشکوهی که بعد از هجوم کولیهای هندی و عرب از بین رفت و دیگر باز نگشت. این کولیها از هند و عربستان به واسطه ی کشمکشهای سیاسی و مذهبی رانده شده بودند و به ایران از جمله استان فارس سرازیر شدند. لار کلمه ای ترکی و به معنای بزرگ است. این شهر در گذشته وسعت و رونق زیادی داشت و با کم شدن جمعیت ترک و جایگزینی با کولیهای هندی و عرب دچار افول شد.

دختر گلی گاهی میگی دلت برای خونه ی شماره ی یک تنگ شده!

خونه ی شماره ی یک ویلای بزرگ و جالبی در حواشی شهر بود و ما یک سال یعنی تا سه سالگی شما عزیز دلم اونجا ساکن بودیم. هر غروب مرغ آهیل خوش صدایی میومد و روی درخت زرد آلوی کنار اتاق خواب مینشست و میخوند! شبهای بدر انگار ماه از پنجره میوفتاد توی خونه و قبل از بارون روی درخت آلوی قرمز یه داروگ سبز بانمک مینشست. دیوارهاش پوشیده از چند نوع خزه ی رویایی بود.  صبح ها دکلمه ی نصرالله مدقالچی رو میذاشتم و شما مل مل و گلی رو میدیدی و شبها بعد از شام بساط قلیون و چای داشتیم و با لالایی برنامه ی کودک میخوابیدیم. توی حیاطش ریحان و گوجه و بادمجان و سیر و فلفل و خربزه کاشته بودم. یه حلقه چاه آب قدیمی هم گوشه ی حیاط بود که روش گلدانهای زنبق چیده بودم. خونه مثل بهشت بود. من اونوقتها یک ترم تا فارغ التحصیلی فاصله داشتم که کمی کش اومد. البته این کمی یعنی دو سال😐. ما سه تا بودیمو حالی خوش و جادویی.   

* چه لذتی داره کمی سرمابخوری، بدنت درد بگیره و گزگز کنه، یه استامنفون کودئین بخوری، لحاف رو بپیچی دور خودت، هوا بارونی و سرد باشه و خونه تاریک و گرم، بوی دمنوش آویشن دماغتو پر کنه، موزیک بیکلام و لایت هم گوش بدی و آروم آروم چشمات سنگین بشه. چه خواب راحتی، چه خواب راحتی!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد