شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

کریست مست ۲۰۲۴

1402/10/4 0:55
141 بازدید
اشتراک گذاری

شب کریسمس رفتیم خیابون گردی و واویشکا رشتی خوردیم. هر شهری در استان گیلان واویشکای مخصوص خودشو با دستور پختی متفاوت داره که خوشمزه و مقویه.

امشب انتظار داشتم کلیسا رونقی داشته باشه اما به جای واتیکان هتل ترانسیلوانیا بود.

چند دسته در حال فروش مصنوعات چوبی بسیار زیبا و بسیار به درد بخور و بسیار کاربردی و بسیار شیک و بسیار نایاب بودند که یادم افتاد به عمه میترا سفارش ست چوبی بدم. بعدش رفتیم خونه ی عمه ماریا و چای شیرینی خوردیم.

قربونت قلبم❤💋

نوستالژیک فتو یعنی این. پیکنیک دهه ی پنجاهی! این عکس قدیمی از راست: مادر جون، بابای مادر جون، باباییت،عمه ماریا و عمو مازیار هستند. عمو مهران و عمه میترا نیستند و حتماً رفتند پی بازی.

تقریباً یک سالی میشه که شروع به نوشتن سوپ کردم! سوپ اولین داستان بلندم در ژانر علمی تخیلیه. بر پایه ی فیزیکه و کمی شیمی و البته ریاضیات و چند ذره نجوم. سوپ کاملاً و واقعاً علمیه نه خزئبل. این علوم خودشون به تنهایی جذابن چه برسه وارد یک داستان پرماجرا بشن. چون قبلاً فیلم باز بودم و سخت سلیقه ام عمل آوری سوژه خیلی زمان برد. ساعتها در ذهنم ساختمو خرابش کردمو مرورش کردم و هنوز هم قالب مد نظرمو نبستم. کمی از فصل دومش رو پیش بردم اما دیگه دستم به قلم نمیره خصوصاً که مدتیه دچار قفل ذهنی شدم. کلمه ها رو گم میکنم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد