ای کاش فلسطینی بودم
دیشب شب جمعه بود و من تا ساعت سه صبح به خودم پیچیدم. یادآوری خاطرات ایام دانشگاه اینکه چطور راحت حقم رو خوردند و چطور رفتار کردند که حتی نتونم اعتراض کنم داغونم کرده بود. اینکه چطور امثال من له شده و میشن که یک عده که از جهت عقل و منطق مشکل دارن از آب و گل در بیان! من هرگز نمیبخشم. علت اینکه شهادت حاج قاسم سلیمانی برای من اهمیت داشت اما تسلیت نگفتم هم همین بود. چراغی که به خانه روا ست مسجد حرام است. داعش توی ایرانه. عده ای منش داعشی دارن. نه اینکه حتماً افراطی و مذهبی باشن، نه! مغز آدم از همنشینی و همصحبتی باهاشون قفل میکنه!
علاوه بر اون تایپیست کتابم رو با حداقل ۵۰ غلط املایی تایپ کرده! از غلطهای املایی عجیب گرفته تا جابه جایی و جا انداختن پاراگراف!! از اول چند بار ویرایش انجام دادم. ویرایش که چه عرض کنم از نو نوشتم! مغزم سوت کشیده بود! تابلو بود عمداً اینکار انجام شده. این کارها هیچ ایرادی نداره ها . این همه ظلم و فساد مباحه فقط فلسطینیه نباید بگه آخ!
دیشب تا ساعت ۳ صبح به خودم پیچیدم و امروز زدیم به دل طبیعت. خدا رو شکر اینیکی هنوز کاملاً داغون نشده.
قیافمو ...

قربونت برم بند دلم 😍


میدونم تیتر کمی تنده و من نمیدونم یک فلسطینی خوب یا بد چی تجربه میکنه اما دیشب از هجوم خاطراتی که مقصر اتفاقاتش نبودم و پاسوز شدم خیلی سخت گذشت. خیلی...


ای کاش فلسطینی بودم
