پاییز برگ ریزان زندگی
مانیکور و کاشت ناخن برای خانوم گلی❤💋
دوست داشتی تجربه کنی جان دلم هر چند الان داری با ناخنگیر و سوهان کوتاهشون میکنی. بزرگ شدی مامان گلی🥰

یه دسر مقوی برای خانوم گلی و باباییش. پایه ی زرد رنگ فرنی زعفرانه و با گردو و مارمالاد گیلاس و هل تزیینشون کردم.

آیا میدانستید:
* آیا میدانستید دمایی که یک لُر میتواند تحمل کند منفی پنجاه درجه ی سانتیگراد است؟بیست سال پیش که یاسوج بودم در یک روز بورانی شدید که سیل برف از آسمون میبارید یک پسر جوان لُر مدرن (اونوقتها مدل موی شادمهر عقیلی مد بود و پسران مد روز اون مدل مو رو داشتند مثل این آقا) یک هودی حلقه ای بهاره پوشیده بود و زیرش یک تیشرت آستین کوتاه نازک و یک کیف دستی هم در دست داشت و خیلی شیک به دانشگاه آمده بود هر چند از شدت سرما خشک شده و به شکل گوشت سوخته در آمده بود اما تعادلش را حفظ کرده و همانطور راحت رفت و آمد میکرد. البته دقایق آخر توی حیاط دانشگاه مُرد.🤔
*آیا میدانستید در خوابگاه دانشگاه یاسوج شما ماهی یک هفته تا ده روز نمیتوانید حمام کنید؟ زیرا دختران لُر به کوه ها حمله میکنند و کنگر میچینند و درون پارچه ای قرار داده و به شیر آب حمامهای خوابگاه میبندند و یک هفته تا ده روز شبانه روز آب روی آن باز میماند تا تلخیش برود و با ماست بخورند.🧐
* آیا میدانستید شبهایی که دانشگاه شام به ما سوسیس میداد از داخل شهر عده ای برای دزدیدن سوسیس می آمدند چون به نظرشان سوسیس باکلاس بود و علاوه بر آن معتقد بودند متعلق به دانشگاه شهر خودشان است نه ما و ...!🥲
*آیا میدانستید دختران لُر لاله های واژگون را در دل کوهها از ریشه میکندند که غیر از لُر کسی با آنها عکس نگیرد؟🥴
چقدر من آن شب برای این موجود زیبای ایرانی گریستم.
*آیا میدانستید اگر ما از یک لُر میپرسیدیم رتبه ی کنکورت چند شده زیم زیم میکرد و جواب نمیداد؟ زیرا دانشگاه دولتی شهر خودشون بود و آنها مثل خونه ی خاله و بدون کنکور می آمدند و سر کلاس مینشستند و میرفتند و در نهایت مدرک در خانه یشان بود! نه رشد علمی داشتند و نه رشد فرهنگی فقط با آزار سایرین تجربه می اندوختند.🤫
*آیا میدانستید تجاوز و قتل و دیگر شنیئات اخلاقی به حدی در این استان عادی بود که گویی دو دوست در انتخاب پیتزا اختلاف نظر کوچکی دارند؟ و خیلی زیبا مخفیش میداشتند و در این مورد همه با هم همکار و همدل بودند.😶
*آیا میدانستید لُرها بیست سال پیش در خوابگاه ما بهائیت را تبلیغ میکردند؟ تبلیغ رسمی موقع نماز خوندن ما! اینجور باکلاس بین المللی بودند.😐
*آیا میدانستید حوالی سال۸۶ یکی از عناصر دانه درشت سازمان مجاهدین خلق که لُر بود دلباخته ی من شد و عملیات مهم این سازمان که بمب گذاری در نمایشگاه کتاب تهران بود رو برای من بازگو کرد و من هم گذاشتم کف دست افراد مربوطه و خنثی شد؟ و اگر اون سال نمایشگاه کتاب تهران رفتی یا در اون حوالی قدم زدی جونتو مدیون منی؟
* آیا میدانستید بازم هست و من خسته شدم فعلاً؟🧐
۱۹:۵۲ اینجا تازه داره غروب میشه.


پاییز برگ ریزان زندگی 
