چشم و چراغم رزالینم


رستوران آروم و دنج و غذای بدمزش البته پرس من🤮
شبهای روز مانندم
با چرخش دامن براق آسمان میرقصم
باد به مشتم می آید
خورشید به پایم می افتد
و تو...
تو میآیی
من مشت مشت اشک میپاشم
تو مینوشی و میگویی شیرین تر از این شهد نیست؟
و من میگوییم
آری!
نیمه های روزهای گرم و نمناک که تو خوابی هم شهد میپراکنم
تو بیداری میمانی به نظاره ام یا نه
حرفی نزده به خواب رفته ای
و من همچنان شهد میپاشم و میپاشم در سکوت و خاموشی
#اسماء هلیآ دگلی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چشم و چراغم رزالینم
