شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

چرخ نیلوفر

1401/7/12 5:05
124 بازدید
اشتراک گذاری

قسمتی از کتاب: اگر من یک آمریکایی بودم...

نویسنده: اسماء (هلیآ) دگلی

از بزرگترین گودال های ضعف و شکستهای عمیق اقتصادی_ مدیریتی در کشور ما عدم الزام به بازگشت سود مقبول در بسیاری زمینه ها ست. بارزترین آن تلویزیون و سینما و به طور کلی صدا و سیمای کشور ماست.
سالانه هزینه ی کلانی از بودجه ی مملکتمان را میمکد و بازگشت مالی و بازخورد و فراگیری فرهنگی بسیار ضعیفی دارد.
به نظر میرسد دیدگاه سیستم حکومتی ما در قبال اینگونه عرصه های پرخرج و کم بازده این است که صرفاً خیالمان راحت باشد فلان صنعت را هم در کشورمان داریم.
صنایع بی سود و یا بسیار کم سود که نه از حیث فرهنگی و تفکری در بین مردم ما پررنگند نه از حیث مادی سودمند، حتی در نقطه ی مقابل یا متضاد بازدهی مادی و معنوی عمل میکنند.
ضررهای عظیمشان از منظر فرهنگی وابستگی سرسختانه شان به خارج از ایران است. در صورتی که به راحتی میتواند نباشد. کشورمان پشتوانه های محکمی در بسیاری از این زمینه ها دارد که با رجوع به آنها و نوآوری میتوان به موفقیتهای جهانی رسید. اما افراد در این مشاغل معمولاً یا هوش کافی ندارند و یا همتش را.
کشور های موفق جهان خصوصاً در زمینه ی اقتصادی ابتدا به بهره ی حاصله می اندیشند. برنامه های دیگر براساس افزایش سود چیده میشوند. چون چشم اندازها و اهداف بلند مدت قوی دارند. چون خود را در سود حاصله از منابع طبیعی غرق نمیکنند.
ما در بعضی عرصه ها و صنایع مانند خانواده ای عمل میکنیم که مدام از پس اندازش میخورد. پس اندازی که میتواند عرصه ی دیگری را از حیث سود دهی بالا کن فیکون کند و عرصه های کم بازده و بی بازده را هم هدفمند کرده و روی غلتک بی اندازد.
در کشور ما بعضی صنایع مانند صدا و سیما شکست خورده اند. هم از جهت معنوی با خط مش های حکومتی در تضادند ( آسیبهایی که این دوگانگی ها به روان جامعه وارد میکنند غیرقابل جبرانند و در بهترین حالت سخت و زمان بر با صرف هزینه های زیاد) هم از جهت مادی.
همین صنعت در کشور ما بیش از ۴۰ سال سابقه دارد. بازگشت معنویش که ابتدایی ترین اثر آن است منفی ست! همین خود بسیار هزینه بر است. بازگشت مادیش هم اگر داشته باشد بسیار ناچیز است. امثال این صنایع بجای اینکه عنصر تقویتی برای دیگر صنایع مهم و ضروری باشند به مکنده هایی هستند که ما را از رسیدگی به ملزومات هم بازمیدارند. صنایع کم بازده و یا بی بازده را هرقدر هزینه کنیم مانند ریختن آب در کوزه ی شکسته است. 
باید بجای پایین آوردن سطح مخاطب سطح اینگونه صنایع را بالا برد. در تمامی مشاغل باید برای صاحبان ایده های خوب و جدید و مجریان توانمند ایده ها جایگاه ویژه ی مادی و معنوی قائل شد.
بسیاری کشورها مانند هند، چین، آمریکای لاتین و... فقط از چند تضاد فرهنگی_سیاسی_تاریخی  با کشورهای دیگر استفاده کرده و فرضاً صنعت سینمایشان جزء پولسازترین صنایع در کشورشان است و این مهم در کشور ما عکس عمل کرده است! عقده های حقارتی نسبت به غرب و سعی دانسته یا ندانسته در گسترش آن، در این صنعت بیداد میکند. 
حداقل در این صنعت، با توجه به قابلیتهای هوشی و توانایی های معنوی، کشور ما ایران باید پل ارتباطی بین کشورهای همسایه و کشورهای مترقی جهان میبود که امیداست میسر شود.
تغییر مسیر تفکر و عمل در صنایع، از هر چیز به سمت سوددهی مادی و معنوی بیشتر مهمترین رکن است و همین مهم سبب استفاده از افراد موفق و مستعد به جای رانت گزینش را فراهم میکند.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد