شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

آرام میگذرد ایامِ به کاممان...تو را چگونه میرود این روزهای دور؟...

1401/7/14 6:44
145 بازدید
اشتراک گذاری

زیبا بود و خوش تیپ!...تحصیلکرده و دوستداشتنی...

دلم میخواست بگویم حیف از تو که میخواهی بروی. اولین بار بود که این جمله داشت در دهانم آماده ی چرخش میشد اما پیش خودم گفتم شاید بیشتر به صلاحش باشد.

یک خانم زیبای ایرانی بود که قصد مهاجرت به یکی از کشورهای اروپایی را داشت. زیبایی میبرد، تحصیلات میبرد، کمالات و هوش میبرد و مبلغ مادی کلان. مسلماً تا مدتی هرچند کوتاه جای خالیش حس میشد. سر درددلش که باز شد گفت خسته شده بس که به در بسته خورده. گفت به دختران و زنان ایرانی در شرایط برابر و حتی کمی بهتر از مردان و پسران ایرانی به سختی ویزا و حق شهروندی و اقامت میدهند! میگفت آسمان همه جا یک رنگ است. آنجا هم حق زنان ایرانی را میخورند. میگفت زنانشان عاشق مردان جذاب ایرانی اند...

و من گفتم و مردانشان هم عاشق زنان ایرانی. امثال تو برایشان جلب نظر میکنند و این یک ضرر فرهنگی ست. اما اینکه مردان را میخواهند زنان را نه عجیب است. اگر بحث نیروی کاری ست چه زن چه مرد برابرند. و ماندم!...

برایم عجیب نبود. از اذهان سیاست زده هر کاری برمی آید آن هم از نوع غربی اش.

و در ذهن کنجکاو و پویای من این نقش بست...

خب از ابتدا میگفتید از ایران چه میخواهید و خود را در کوچه پس کوچه های سیاست و تاریخ و جنگ و اختلاف و... نمیپیچاندید. در قالب هزاران وسیله ی جنسی هم میشد و با کمال میل تقدیمتان میشد.

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

چرا هر چه پیش میرود برای من خوشتری ایران من...

چرا هر چه میگذرد اسیرتر به دامان تو میشوم ایران من...

از گزندها دور بمانی و من از غیر تو 

جان من برای تو میرود ایران من...

اسماء هلیآ دگلی

پسندها (2)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد