شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

قلمهای مانا

1401/8/15 18:04
171 بازدید
اشتراک گذاری

قسمتی از کتاب: اگر من یک آمریکایی بودم...

نویسنده: اسماء (هلیآ) دگلی

ثروتمند رو به افول، قدرتمندِ پیرِ به گل نشسته نسبت به گذشته ی خود و رقیبان کهنه کار و تازه وارد، قارّه ی سبز، اروپا!

مثال دیگر در این مقوله قارّه ی اروپا ست. اروپا دیگر همان اروپای سابق نیست! دو قرن است کن فیکون شده است. چندین دوره ناآرامی داخلی و خارجی متحمّل شده، به دو دوره جنگ عظیم جهانی منجر شده که کارش را به ختم رسانده است. خاتمه ای که نژادش را بیش از هر چیز هدف گرفته است.

نزاع های عقیدتی_سیاسی_ملّیّتی طی جنگ جهانی و لجاجت های سیاسیون و مذهبیون این خطّه، ممالکشان را از هموطنان و همکیشان زدود و راه را برای مهاجران سراسر دنیا هموار کرده است. مهاجرانی که دیگر خود و فرزندانشان شهروندان این قارّه محسوب میشوند. نظام دو دو تا چهارتایی اروپا به حدّی منفعت طلب است که حذف شهروندانِ خلاف جریان در هر عرصه و جایگزینی توسط مهاجران پرسود را بدون تعلل در صدر عمل خود قرار داده است.

و امّا حقیقت امر راجع به اختلافات داخلی اروپاییان اینکه لحظه ای از این نزاع های خانمان سوز حتّی تا به کنون کاسته نشده است و نخواهد شد. آتش اختلافات عقیدتی_سیاسی_ملّیّتیِ اروپا که از منظر عقیدتی از یک جهت ریشه ی کهنی در انجیل و تصلیب عیسی مسیح علیه السلام به خواست بزرگان یهودی دارد، هم اکنون نیز با کوچکترین جرقه ای توان انفجار داشته که نا به جا هم نیست.

...

🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂

مورخ۱۴/۳/۱۴۰۲ : از این تاریخ دیگه بلاگت دست خودته خانومی گلم جان. من کمی حرف نگفته داشتم که خواستم اینجا ثبت کنم و برای همیشه از بلاگت خداحافظی کنم. شاد و موفق باشی بلاگر کوچولو.

بیست سال پیش، سال اول دانشگاه توی خوابگاه من تاپ و شلوارک پوشیدم. یه مغز نخودی که خودش جزء بد حجابهای زمانه بود چنان جنجالی به پا کرد که نگو و نپرس!😶 میگفت چرا اسماء دگلی که بیرون چادری و محجبه ست توی خوابگاه اینجوریه! حقیقتاً  درکش نمیکشید که بیرون نامحرم هست و توی خوابگاه نیست. من اون موقع به نابر شرع اون زمان عمل میکردم. اونقدر عقیدش برای من ثقل و خنده دار بود که اهمیت ندادم و فقط گاهی منو میخندوند. اما اون پیگیر شد و کار به جایی رسید که از بعضی اساتید و کادر دانشگاه گرفته تا عده ای دانشجویان علیه من شوریدند! تاپ و شلوارک در خوابگاه برای اسماء دگلی ممنوع باید گردد!!🤬. یکی از همون اساتید که مرد بود سرزده میومد توی خوابگاه! که مثلاً منو مجبور کنه توی خوابگاه هم خودمو بپوشونم. اهمیت نمیدادم. همون استاد در دوران روحانی و رئیسی شد معاون وزیر علوم😶🤮 بگذریم که یکبار مچشو گرفتم داشت با دیوار حرف میزد یا سر کلاس پرید گوشی منو که سایلنت بود برداشت جواب داد. مامانجونت ترسید چرا مرد جواب میده و...☺🤫.
مفتخرم اعلام کنم مدرک و مدارج علمی و تحصیلیم از تمامشون بالاتره😎 دارایی مادیم بیشتره🤑 خودم رو در قلم راندن یافتم و بسیار برای من قابل احترام و ارزشمنده. البته فقط از چهار اثر اخیرم راضی ام (مجموعه اشعارم تحت عنوان "بذر"، مجموعه داستانهای کوتاه تحت عنوان "خودکار سیاه و سفید"، داستان بلند به نام "ملودی عشق" و آموزشی کافی شاپ داری به نام "معجزه ی عطر و طعم")🌸. برای استراحت هم وگلاس رو برای خودم آوردم ایران و پدر تفریح رو در آوردم🥳. همه ی اینها رو فقط و فقط خودم بدون حمایتی از این طرف یا اون طرف کسب کردم. خودم روی پاهای خودم. یواشکی!
خدایا شکرت😄
 

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد