بیکلام میماند موسیقی روزگار بابرق نگاه تو رزالینم...
روزها ته میکشند
لحظه ها رنگ میبازند
شکوه باز میگردد به پایانی ترین ثانیه ها
شاید کمی دیرتر و و یا زودتر گاهی ...
چکیده ی طلایی ایام به قوس ماه میماند
وَه...!
چه مهتابی رنگ میشود طلایی که از نبود تو رنگ میبازد
کمی به ادراک شب محتاجم
به نگاه های ممتد و گذرای بی فروغ ستارگان و رازهای مگو
و آنچه میماند چیست؟
تو میدانی...
تو میدانی که جز تو نمیخواهم زندگانی را ♥️♦️♥️♦️♥️♦️♥️♦️♥️♦️♥️♦️♥️♦️♥️♦️
گاهی نگاهم میخ به پر شکنی دامنهای کودکانه ات میماند.
نقشهایی که رنگ میبازند و آنچه میماند یادگاری های مادر دخترانه ی ما خواهد بود.
و ترانه ای که میماند همین خواهد بود برای آرامش ذهنم
"مامان فقط لباس دامنی میخوام"...!😍
جان مادر جانان مادر
روزگار میچرخد و آنچه میماند عشق خواهد بود و عشق
قلب من میشکافد از نبویدنت زندگانیم رزالینم.
شاید روزگاری برسد که بگویی کاش تلخی سرو کلّه زدنهایمان مانند فرو بردن آب نباتهای پرتقالی بماند...






بیکلام میماند موسیقی روزگار بابرق نگاه تو رزالینم...
