قلب مادر💗
فرشته ی من
خوابیدی نازم💋❤
دورت بگردم جانم
هنوز وقتی میخوابی دلم تنگ میشه واست
چشمای نازت رو میبوسم عشق زیبای من
زندگی منی
عشق من و بابایی
دردونه ی خوبم
پریشب منو بابایی دعوا کردیم. خیلی شدید. ببخش مامانی. بابایی هم برای اینکه از دلم در بیاره دیروز مهمون کرد به گردش در ارتفاعات ماسال و خوردن خوراکیهایی که دوست دارم. قبل از تولدت واسم دسته گل میخرید. ماهی سه چهارتا میشد😅. الان میانگین سالی سه چهار بار میشه. من این مدت به خاطر مصرف زیاد کافئین و اضافه وزنم حساس شدم هر چند محق بودم🧐.
* استارت تفسیر قرآن رو زدم. به یاری خدای خوب میخوام تفسیر و برداشتم از آیات قرآن به همراه ترجمه ی تحت الفظی رو در قالب یک کتاب جمع آوری کنم. دریایی ست غیر قابل وصف و من هنوز غوطه ور در سوره ی حمدم.
** عمه جون هم داره راهی امریکا میشه. امیدواریم شاد و خوش باشه. فلانی و فلانی و فلانی هم میرن آلمان. کامل اوکی بشن مینویسم کی و کی! به ما هم زیاد میگن. نمی رید؟ کی میرید؟ چرا نمیرید؟! من اینجا خوشم بابایی هم به خوشی من. شما هم ۱۸ سالگی به بعد مختاری بمونی یا بری.
رزالین زیبا، دختر جان من، خدا حفظت کنه. من عاشقتم. منو بابایی عاشقتیم💖
دختر عموهای ps باز
قبل از خواب خونه ی مادرجون
یاد بچگی خودمو دایی جون دانیالت افتادم. دسته های قدیمی رو یادگاری نگه داشتم. سوپر ماریو ،سونیک، تیکن و...



قلب مادر💗 
