شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

پیشینه کاوی

1401/5/8 21:44
207 بازدید
اشتراک گذاری

_ دَگَلی یعنی چی؟

_ اَم... نمیدونم...😥

_ معنی فامیلت رو نمیدونی 😈

_ ...🥲

کمتر از صد و پنجاه سال پیش مردی چهار شانه و قد بلند و احتمالاً با چشمهای سبزآبی و موهای بلوند روشن که از شدت تحرک و گرما خیس عرق و سرخ رو شده بود بعد از طیّ مسافت طولانی از منطقه ای سردسیر و زیبا در نروژ به نام دَگالی وارد ایران شده و به یکی از جنوبی ترین نقاط این کشور عزیز قدم نهاد. محلّی ها او را "عالی" صدا میزدند. شاید برگرفته از عالیجناب. او باهوش و دلنشین بود. چیزهای زیادی از علوم مختلف میدانست او خود را به زحمت از میان قشون جنگ جهانی اوّل و یهودی ستیزی بیرون کشیده بود. چهره ی مومنانه ای داشت. دست بخیر داشت و اهل دو دو تا چهارتا بود. او پدرِ "بَگلَر خان" و بگلر خان پدرِ "قدرت الله خانِ بَگلَر" جدّ بزرگوار من بود.

قبلاً گفته بودم حوالی ۹۰۰ سال میش امّا خب پیشینه نزدیکتر از این بود. جنگ همیشه بد است و بدتر از آن نیست و یادآوری آن بدتر از بد.

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد