شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

شکرآلین مه روی دختر... بنما رخی به هستی ... بفشان نور ز پای گیسوانت...

1401/6/10 18:54
290 بازدید
اشتراک گذاری

خانوم گل من رزالین زیبا، میس لیانا ساعتی کرباسدهی هستن... بعد از کلاس زبان...

قسمتی از رمان : حمله ی موجی ، نویسنده : اسماء هلیآ دگلی

_ میبینمش بازم.توی خونه. اینبار  واضحتر از قبل. نه! بیشتر از قبل. اونقدر که گاهی فکر میکنم اون اومده ایران یا اینکه من رفتم آمریکا. باور کن من "تام" رو توی خونه میبینم. حرف میزنه و...

_ باز شروع شده؟ تا کی آخه.

_ چیکار کنم! دست خودم نیست.

_ اینبار باید منتظر چه خبری موند. هر بار از اون و این چرندیاتت حرف میزنی اتفاقهای عجیب میوفته اونم جهانی، بین المللی! ناراحت نشی ترسناکی.

_ بخدا مورد حمله ام. شاید یه سیستم پیشرفته ی علمی باشه.دارم داغون میشم.

_ آخه چرا تو. البته عجیب هم نیست به هر حال تو...

_ نمیدونم. شاید خط مش سیاسی بابا. شاید بخاطر پرونده هاش و سختگیری های به جاش. شاید چون زیادی خوبیم.شاید وطنپرستی و انقلابی بودن بابا و...

_ باید یه نشونه ازش پیدا کنیم.

_ از کی؟

_"تام" دیگه! آخرین چیزی که ازش فهمیدم این‌ه عضو یه فرقه ی عجیب غریبه. ترسناکه.

_ اصلاً یادم نیست از کجا شروع شد. تو یادته؟ یادته از کی بهت میگم دقیقاً؟خودم یادم نیست. هیچی یادم نیست. دیروز توی شرکت وقتی فهمیدم شیشمه سرم گیج رفت. چهار روز گذشته رو یادم نمیاد. هزار بار تقویمو چک کردم. وسایلمو. رسیدهای خرید. کتابهام. من چهار روز نبودم! انگار دوم خوابیدم شیشم پا شدم.چهار روز خواب بودم. شماها منو دیدید ولی من یادم نیست. میگید شرکت بودی کارهاتو انجام دادی مثل همیشه. اما من یادم نیست.آدمها رو گاهی عجیب میبینم. مریم کاش میتونستم بگم یهو عالمم عوض میشه. خودش هم همینو گفت. منظورم "تام"ه. اون دفعه گفت. خودش گفت! گفت داره عوالم عوض میشه.

_ بریز دور مغزتو خالی کن. بس که میگی منم حس میکنم میبینمشون. من اون یکی رو اسمش چی بود؟

_ نمیتونم. دست خودم نیست. بی اختیاره. یهو هوا سرخ میشه مثل غروب بعد شروع میشه.من... اصلاً چرا اون؟ اینهمه مسافت. اول فکر کردم مسخره بازیه.خوب بود کلی میخندیدم. ولی کم کم...میدونی چیه؟ اون عاشق یکی دیگه شد.

_ آخرین چیزی که ازش شنیدی چی بود؟

_ آخرین؟ نمیدونم. خیس عرق بودم از ترس و... ولی خوب یادمه گفت "تو یه موهبتی" .

❤💖❤💖❤💖❤💖❤💖❤💖❤💖❤💖

اسماء هلیآ دگلی
در کوچه سار شب تو چگونه پرسه میزنی عزیز؟
ارغوان دردهای من بمان
در حصار اشکهای آسمان نشسته ام
با من نمانی میگذرد ولی 
با چشمهای ساکت زنجره ها بمان...
برای ابتهاج

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد