شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

برگ برگ ایّام میگذرد و میسوزانم قطره قطره ی این روغندان معطر را...کاش به پای تو بسوزد و برگریزان شود

1401/6/16 13:01
161 بازدید
اشتراک گذاری

تی جان بمیرم مخمل تی تی جان یار جان تی ناز بمیرم نار جان یار جان...

مدتیه در شرکت انتشار و پخش کتاب مشغول به کارم.

ویزیتوری و مشاوره ی کتاب رو هم تجربه کردم و کوله بارم سنگین تر شد. خیلی سنگین! بسیار مفرّح است و پک کاملی از ارتباط رودررو خواهید شد. تشخیص اینکه فردی به چه ژانر و نوع کتابی نیاز دارد، کتابخوان هست یا نه، نوع گارد او در عدم تمایل به کتاب چیست و... آن هم فقط در چند ثانیه دیدن و کمی همکلام شدن! و مجاب کردن به مطالعه ی بیشتر، دوری از وسایل مضر مانند گوشی و کاهش هزینه های بیماری های نادر، افزایش آگاهی جمعی و افزایش سرانه ی مطالعه که عددی ست و هدف همان ارتقاع بهینه ی جسمی و روحی جامعه است. رسیدن یا نزدیک شدن به جامعه ی آرمانی.

و امّا الغرض!...

دوست داشتم میکرفون به دست جار میزدم آهای هم سیّاره ای وقتی کتاب خوان نیستی و احساس ضعف روحی بادیدن کتابهای خوب و نو دربرت میگیرد... 

نگو معیشت بد است که اگر برنامه ریزی داشتی هر ماه مبلغی را برای غذای روحت کنار میگذاشتی که در این مخمصه ی اندیشه نباشی.

نگو خیلی کتاب میخوانی و حال روحی ات مدتی ست خراب است پس کتاب نمیخواهی! چون کتابخوانها خصوصاً موقع بدحالی به کتاب پناهنده میشوند.

نگو تقصیر فلان جناح است و نباف از سیاست و احوال اجتماع، که نخری و کتابنخوان هم لقب نگیری! هیچ کتابخوانی خود را محدود به احوال اجتماع نمیکند.

 نگو چندین هزار جلد کتاب داری و آنقدر خوانده ای که نگو! چون هیچ کتابخوانی به هیچ کتابی نه نمیگوید و از این دریا هرچه مینوشد تشنه تر میشود.

نگو فرزندانت همه فلان تحصیلات عالیه را دارند یا در فلان فرنگستان همان را میجوند که ما هم اینجا میجویم و تنها تفاوتش در این است که ما به اسلام و آنان به مسیحیت، چون هیچ ربطی به عدم کتابخوانی ندارد.

نگو خودم یا فلان کسم نویسنده است! چون همه ی نویسنده ها عاشق کتابند نه فقط کتب خودشان!( خداییش این یکی خیلی ضایعه!!). نگو فقط کتاب از فلانی را میخوانی یا اگر فلان کتاب را داشتید من برایش جان میدادم حیف که ندارید! کتابخوانهای واقعی به هیچ کتابی نه نمیگویند و در یک ژانر متوقف نمیمانند و در جا نمیزنند.

نگو کتاب لازم نداری. نگو وقت نداری. نگو شما خودت کتاب را خوانده ای؟ نگو پادکست و پی دی اف چون همه مطرود شده اند به خاطر آسیبهای جسمی و روحی. نگو کو کتابخوان! چون هست زیاد هم هست کافر پیگیر کیش خود مباش. نگو درس داری چون خواندن کتب عمومی لازمه است. نگو مسافری چون کتاب از لوازم ضروری سفر است. نگو چه شغل سختی چون هم درآمدش عالیست هم چراغدانی که به کتاب روشن شود مفرّح است. به فکر کودکان بیشتر باشید.

این بهانه های بچگانه و لجوجانه برای ویزیتورهای کتاب که آموزشهای ویژه میبینند و از بادیلنگوییج، کتابخوان را از کتابنخوان و کمکتابخوان تشخیص میدهند خنده دار است.  این نشان میدهد شما این گارد سخت در مقابل ارائه ی یک چیز خوب را از یک حقد تازه یا دیرینه دارید و به فرصتی برای تخلیه نیاز داشته اید. 

خلاصه به بهانه های جدید نیازمندیم.🙂🙃

تشکر ویژه از کتابخوانها که همیشه خوبند. جامعه ی ما مزین به شما بزرگواران است که خدای را سپاس تعدادتان کم نیست. وجودتان را شکر کا همچو نسیمی خوش وزیدن دارید.

پسندها (2)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد