شاهدختِ ما

عاشقتیم دختر عزیزم ... شرح حال من عشق و علاقه به تو ست

روزمره جان

چند روزیه آف کاری دارم و در حال رسیدگی به خونه هستم. امروز کلکسیون سنگم رو برس کشی کردم و کلی لذت بردم. بیدار بشی یه دور دیگه اسم سنگها رو ازت بپرسم جان دلم. این مجموعه نه فقط از حیث مادی که از جهت معنوی هم برای من خیلی ارزشمنده و گردآوری و ساختش رو از ایام تجردم شروع کردم. از سنگهای کوچیک و کم قیمت گرفته تا معاوضه و خرید و فروش. کلکسیون داری هیجان انگیزه. باید در طبیعت و بازارهای محلی و ... حواست جمع باشه. بعد از خودم میسپرمش به تو خانومی که بزرگتر و قیمتی ترش کنی. یه خاطره از نوجونیم بگم و برم سر وقت سفالهام. ظرفهای جلودستی رو جمع کردم و دارم با سفال یک ست زیبای سه نفره درست میکنم. ظرفهای جلو دستیمون فرانسوی هستن و ت...
23 آبان 1402

روز جهانی علم مبارک

امروز روز جهانی علم در خدمت صلح و توسعه ست. میخوام مطلب جالبی رو بگم.  عده ای معتقدند تمام علوم در قرآن هست. یکی از این افراد معتقد به این جمله منم. بله تمام علوم در قرآن هست اما اصطلاحاً هر چشمی قادر به دیدن اون نیست. قرآن از طوق نام میبره و میگه ما گردن عده ای طوق انداختیم که حقایق جلوی چشمشون رو نبینند. در دنیای ما به طوق هوش و نبوغ گفته میشه. بله تمام علوم و حقایق در قرآن هست اما هر فردی هوش و نبوغ درکش رو نداره. برای مثال ۱۴۰۰سال میگذره و به زعم خیلیها خون و نژاد برتر بنابر اسلام سادات هستند! و من اسماء دگلی با یکبار خوندن معنی قرآن میفهمم که قرآن واضح و صریح طی دو آیه تاکید میکنه بنی اسرائیل نژاد برتر بین...
19 آبان 1402

یک شب خوب

 امشب یک مهمون خوب داشتیم. استاد نیکنام عزیز از اساتید برجسته ی تئاتر ،بازیگری و دیگر شاخه های صدا و سیما در گیلان. یه دورهمی کوچیک داشتیم و من دوست داشتم بیشتر طول میکشید اما ایشون سر شلوغ بودند. نویسندگی بعضی از بخشهای سریال جدیدشون با منه و شما هم چند قسمتی بازی خواهی کرد. اینم سینی های چوبی که به من هدیه دادند. کافه ی ایشون در یک جای دنج و بینهایت زیبا با طبیعت اروپایی قراره افتتاح بشه و روزی که رفتیم سر بزنیم عاشق سینی هاشون شدم و امشب قسمتم شدند. و اما نتیجه ی این ترم زبان انگلیسیت هم نمره ی ۱۰۰ بود که خیلی شادم کرد. مرسی جانم.  * یکی از ابیات اشعارم رو که در بلاگ قبلی گلدخترکم ن...
17 آبان 1402

پاییز برگ ریزان زندگی

مانیکور و کاشت ناخن برای خانوم گلی❤💋 دوست داشتی تجربه کنی جان دلم هر چند الان داری با ناخنگیر و سوهان کوتاهشون میکنی. بزرگ شدی مامان گلی🥰 یه دسر مقوی برای خانوم گلی و باباییش. پایه ی زرد رنگ فرنی زعفرانه و با گردو و مارمالاد گیلاس و هل تزیینشون کردم. آیا میدانستید: * آیا میدانستید دمایی که یک لُر میتواند تحمل کند منفی پنجاه درجه ی سانتیگراد است؟بیست سال پیش که یاسوج بودم در یک روز بورانی شدید که سیل برف از آسمون میبارید یک پسر جوان لُر مدرن (اونوقتها مدل موی شادمهر عقیلی مد بود و پسران مد روز اون مدل مو رو داشتند مثل این آقا) یک هودی حلقه ای بهاره پوشیده بود و زیرش یک تیشرت آستین کوتاه نازک و یک...
9 آبان 1402

جمعه ی شکلاتی

امروز رفتیم میدان شهرداری رشت گشت بزنیم. میدان شهرداری رشت جزء آثار ملی و قدیمیه که ثبت شده و بعد از بارون زیر آفتاب ملایم پاییزی فرح بخش شده بود. مسیر سنگفرش خیابان سعدی که به این میدان منتهی میشه بهشته! آرامش، تازگی، زندگی. بعدش تصمیم گرفتیم از کلیسای مسروپ مقدس دیدن کنیم که متاسفانه امروز بسته بود. گردو و تخم مرغ محلی خریدیم و بابایی یه ساک خرید برای استخر رفتنمون. خودمون رو وزن هم کردیم. من ۱۵ کیلو اضافه وزن داشتم و شما ۲ کیلو کمبود وزن!   و بعدش رفتیم آش خوردیم. عالی بود. باید آشهای لار رو بخوری تا بفهمی این چه مائده ی آسمانییه. بهترین آش لار رو بابای مامانم ابداع کر...
5 آبان 1402

هشتاد و پنجمین ماهگرد پرنسس رزالین👑🌹

نازنینم جانم عمرم💋❤ یک ماه دیگه گذشت. دختر خودکفای من اونقدر قوی و بزرگ شده که نه تنها توی دروسش فقط به خودش و کلاسش متکیه که گاهی کمک حال منم میشه. دورت بگردم خانومی. خوشکل جان شکمو😘 زنگ سلامت و صرف غذای سالم در مدرسه راستی یک خبر خوب دارم! مطابق عادتم کامل به گُل بشینه بعداً میگم💚 دو تا نکته: * آیا توالت ایرانی و شستشو با آب و شلنگ بهداشتی ست؟ شستشو با آب رو ما از اسلام داریم. اسلام با توجه به آب گوگردی و گندزدای عربستان قدیم (مثل چشمه های آب گرم) شستشو با آب خالی رو کافی میدونه ولی ما به اون مدل آب دسترسی نداریم پس بهتره هر باره موضع رو با آب و مایع دستشویی بشوییم یا به طور کلی از دستمال مرط...
30 مهر 1402

خاطره باز زندگانی خویش

تقریباً بیست و هشت سال پیش اولین باری که قاعده ی ماهانه شدم مامان گلم یه پاکت بهم داد که توش ۳۰ تا پد پارچه ای بود که خودش درست کرده بود. قطعات لباسهای مستعملمون رو به صورت نواری برش میداد و با وایتکس و پودر لباس شویی تمیز میشست، روی بند رختی جداگانه ای پهن میکرد و بعد از خشک شدن اتو کشی میکرد و تا میزد و میگذاشت توی پاکت تمیز. یک دست از این پاکتها توی چمدون لباسی من بود یک دست هم توی چمدون لباسی خودش و این پرسه ی شستشو و خشک کردن و جا دادن رو هر ماه انجام میداد. چند سال بعد پدهای یکبار مصرف بازاری باب شدند. من از اونها استفاده کردم و مامان قشنگم همچنان از پدهای خودش چون معتقد بود مطمئن تر و تمیزترن. خصوصاً که جوری تنظیمشون میکرد که لباس زیر...
28 مهر 1402
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاهدختِ ما می باشد